culture shock

شوک فرهنگی

 

کسانیکه مهاجرت می کنن به کشورهای مختلف معمولا دچار حالات و ناراحتیهای مشترک میشن که مهمترین اونها شوک فرهنگیه (culture shock). بر اساس مطالعاتی که انجام شده هر مهاجری که وارد یک کشور جدید میشه برای زندگی از چند مرحله  عبور میکنه تا بتونه تو اون کشور زندگی کنه . شوک فرهنگی برای همه مهاجرها اتفاق میوفته و ممکنه ماه ها طول بکشه تا طرف اونو احساس کنه.  معمولا مهاجرها در اوایل مهاجرت وارد چند مرحله شوک فرهنگی میشن.

اولین مرحله به نام ماه عسل (honeymoon) هستش که مهاجر تجربه خیلی مثبت و خوبی از مهاجرت داره و در اوایل از دیدن فرهنگ و غذاهای جور با جور و زبان جدید به هیجان میرسه و در این مرحله دیدن زرق و برق های شهر جدید خیلی لذت بخش هستش و طرف فکر میکنه که تصمیمی که گرفته برای مهاجرت بهترین تصمیمی بوده که میتونسه بگیره و از اینکه وارد یک فاز جدیدی از زندگی نو شده احساس رضایت میکنه. این دوره که در اوایل مهاجرت اتفاق میوفته بعد از مدتی کم کم از بین میره 

دومین مرحله به نام سردرگمی (frustration) هست که سخترین مرحله شوک فرهنگی حساب میشه که اکثر مهاجرها به شکل غیر منتظره ای اونو تجربه میکنن. در این مرحله شما از نفهمیدن زبان خارجی دچار ناراحتی میشین و احساس میکنین نمیتونین با مردم اون کشور به راحتی ارتباط برقرار کنین. کار پیدا کردن برای شما میشه یک داستان و فکر میکنید باید از صفر شروع کنید به کار و شاید هر کار سختی رو مجبور بشید تحمل کنید انجام بدید تا سروایو کنید و معمولا بعدش احساس افسردگی و  دلتنگی برای افراد و چیزهایی که در کشور خودتون داشتید پیدا میکنید و دوست دارید به کشور خودتون برگردید و دوباره چیزهایی که براتون آشنا و راحت بود رو تجربه کنید. 

سومین مرحله تطبیق (adjustment) هستش که در این مرحله به خاطر آشنایی زیاد و احساس راحتی با فرهنگ غذا و زبان کشور جدید سردرگمی ها قبلی کمرنگ تر میشن. شما با محله خودتون کاملا آشنا میشین و دوستان جدیدی پیدا میکنید که آخر هفته ها با اونها بگذرونید و زبانتون خیلی بهتر میشه. از لحاظ کاری هم به یک جایی رسیدید و دیگه میتونید خرج خودتون رو در بیارید و استرس تموم شدن پول و اینا خیلی کمتر میشه.

چهارمین مرحله که آخرین مرحله هم هست به نام پذیرش (acceptance) میباشد که شما بعد از گذراندن هفته ها و شاید ماهها و سالها درگیری با مرحله های سخت احساسی که در قبل گفته شد وارد فاز پذیرش میشید. در این مرحله شما به این نتیجه میرسید که نیازی نیست فرهنگ و زبان جدید کامل یاد گرفته بشه برای که بتونید موفقیت بدست بیارید. در این مرحله احساسات افسردگی و دلتنگی خیلی کم شده و دیگر خللی تو زندگی روزانه وارد نمیکنه. 

چیزی که من خودم تو مراحل مهاجرت یاد گرفتم این بود که داشتن شناخت از مراحل شوک فرهنگی میتونه باعث بشه که تجربه مهاجرت تجربه خیلی بهتر و آسون تری بشه و طرف به خاطر مسایل احساسی و دلتنگی فرصت داشتن زندگی بهتر رو از دست نده و به کشور قبلی برگرده.   

 

http://australiamohajerat.blogfa.com/

about australia

ایرانیان استرالیا / سیدنی

طبق آمار سال 2006 تعداد ایرانیان (متولد ایران) مقیم استرالیا 22550 نفر و با در نظر گرفتن متولدین استرالیا و دورگه ها 23570 نفر بوده است که 50.6 درصد آنها ساکن سیدنی، 18.3 درصد ساکن ملبورن، 9.4 درصد ساکن پرث، 7.6 درصد ساکن آدلاید و 5.4 درصد ساکن بریزبین بوده اند. طبق همین آمار 32 درصد مسلمان، 25 درصد بهایی، 20 درصد مسیحی،  10 درصد بی دین و بقیه در ادیان دیگر بوده و یا اظهار ننموده اند. (مرجع اینجا و اینجا)

ایرانیهای استرالیا رو به دو بخش قدیمی و جدید می شه تقسیم بندی کرد. قدیمی تر ها عمدتا از طریق پناهندگی مهاجرت نموده اند. بر اساس آمار سال 2007-2008 تعداد 302 نفر ایرانی ویزای بشردوستانه (پناهندگی) گرفته اند(مرجع). همچنان که از ادیان ایرانیهای مقیم استرالیا بر می آید یک چهارم ایرانیهای استرالیا را هموطنان بهایی مان تشکیل می دهند و تا جاییکه من اطلاع دارم بهایی ها در مقایسه با سایر جمع ها (کامیونیتی های) ایرانیها اتحاد بهتری باهم دارند. بهایی ها در سیدنی یک معبد بسیار بزرگ دارند که در  Mona Vale Road قرار دارد. (لینک)

یک سری از قدیمیها نیز با پناهندگی های سیاسی به استرالیا مهاجرت نموده اند که بر اساس شنیده ها عمدتا کردها هستند. بعضی از این هموطنان هنوز هم فعالیت سیاسی انجام می دهند و حتی نسبت به برقراری کنسولگری ایران در سیدنی و حتی برنامه هایی که توسط سفارت ایران در استرالیا مخالف و بدبین هستند و معتقدند سفارت ایران کار جاسوسی انجام می دهد. (اینجا رو ببینید) شاید هم واقعا هست! (اینجا رو ببینید). قرار نبود بحث سیاسی کنیم، علاقه ای هم نداریم. ایرانیهای قدیمی تر در سیدنی عمدتا در مناطق پاراماتا و اوبرن ساکن هستند. اوبرن جو خاورمیانه ای دارد و عرب و ترک زیاد دارد و خانم های محجبه به وفور در این منطقه دیده می شوند. بیشتر رستوران ها و فروشگاه های ایرانی نیز در این منطقه هستند. 

ایرانیهای جدیدتر که عمدتا از طریق ویزای مهارتی (Skilled) و ویزای دانشجویی وارد استرالیا می شوند. تعدادی نیز در سالهای گذشته با ویزای Working Holiday آمده و اینجا ماندگار شده اند. بنابراین عمده مهاجران ایرانی جدیدتر را قشر جوان تشکیل می دهند. بر اساس آمار سال 2008-2009 تعداد 1400 نفر مهاجر ایرانی ویزای مهارتی دریافت نموده اند (مرجع). این قشر از مهاجرین ایرانی به نسبت شرایط بهتری داشته و پس از مشغول شدن در کار مورد نظر خود زندگی نسبتا آرامی را تجربه می نمایند. عمدتا به دلیل تفاوت سطح تحصیلات و دیدگاه ها و سن با مهاجرین قدیمی تر رابطه زیادی برقرار نمی کنند و در مناطق متفاوتی نیز زندگی می کنند. در سیدنی مناطق Hornsby و Ryde پذیرای تعداد زیادی از مهاجرین جدید ایرانی است. 

پست بعدی در خصوص رابطه متقابل مهاجران ایرانی جدید خواهد بود.

 

http://mohandesernest.blogfa.com/category/15

 

Immigration

آمدن یا نیامدن مسئله این است!

گاهی به سرم می زنه که سایتم رو پاک کنم و هیچ اثری دیگه ازش نزارم. دوست ندارم کسی به خاطر دیدن چند تا عکس حسرت استرالیا رو بخوره و فکر کنه اینجا سرزمین آرزوهاست. بعضی وقت ها می خوام از قسمت های سخت مهاجرت بنویسم ولی نمی خواهم موج منفی بدم و خوبی های استرالیا رو انکار کنم. همیشه دوست دارم تو خوشی هام باهاتون باشم. برای همین همیشه سعی می کنم به سایتم رنگ بدهم. من حالم خوبه دوستم ولی تو باور نکن! 

ولی این دفعه براتون می گم که مهاجرت برای هر کسی که بسمتش بره یک اتفاق بزرگه. اگه فکر می کنید تدبیر و تحمل خروج از شرایط سخت را دارید، اگه می بینید که برای بدترین شرایط مالی و کاری ظرفیت اش رو دارید، اگه از محیط اطراف خودتون خسته شده اید و از دست دادن رفاه و شرایط پایدارتون براتون مهم نیست، اگر جرات از صفر صفر شروع کردن را دارید، اگه این واقعیت که تخصص شما به هیچ دردی ممکنه اینجا نخوره ناراحتتون نمی کنه، اگر جرات مواجه شدن با تنهایی خودتون را دارید، اگه نگران بچه هاتون هستید، اگه می خواهید ببنید مردم دنیا چطوری زندگی می کنند، اگه از ته دل تنفس یه هوا جدید را می خواهید و اگه یه خشاب پول برای خرج آخر عمرتون دارید، مهاجرت کنید.

واقعیت اینه که الان بعد از یک سال و نیم یادم میاد که همه این ها رو به من گفته بودند ولی باور نکرده بودم. الان با همه شرایطی که گفتم مواجه شدم ولی استرالیا ارزش جنگیدن را دارد. برای همین توصیه می کنم که مهاجرت کنید!

 

http://amir2au.blogfa.com/1392/06

Immigration

پنجمین سالگرد

امروز من پنج ساله که اومدم استرالیا و تو اندازه خودم مهاجر با تجربه ای شدم و هم برای خودم اتفاقات زیادی افتاد و هم شاهد داستان های زیادی از دوستان و اطرافیان بودم. تو این پست می خوام یه تحلیل صادقانه بعد از پنج سال تجربه براتون بنویسم و این پست نظر اکثر دوستان اطرافم هم هست.

قبل از اومدن من، استرالیا از افزایش قیمت مواد معدنی و صادراتش به چین سود کلانی کرد و باعث شد که یه ثروت خوبی عاید کشور بشه. بعد از اینکه دوران طلایی تمام شد و خیلی از موقعیت های شغلی از بین رفت و اقتصاد افت کرد. ولی بازار مسکن و سرمایه گذاری خارجی و توریسم بعد از اتمام اون دوره طلایی به کمک استرالیا اومد و همچنان اقتصاد استرالیا را سرپا نگه داشت. 

ولی همچنان استرالیا به عنوان بهشت سرمایه گذاری پول های زیادی را به سمت بازارهای مسکن و توریسم جذب می کند. به همین دلیل استرالیا در بیست و شش سال گذشته از هر گونه رکود اقتصادی دور بوده.

از سیاست های کشور استرالیا پذیرش مهاجر با انتخاب افراد تحصیل کرده یا ثروتمند و موفق هست. که بدون اینکه هزینه ای برای آماده سازی اونها کرده باشه نیروهای آماده و تحصیل کرده را به امید زندگی در سطح زندگی یک کشور جهان اول به اینجا می کشه و هیچ تعهدی هم برای کار یا تامین هزینه زندگی بهشون نمی ده. مهاجر مجبوره برای تامین هزینه های بالای زندگی تو استرالیا یا از پس انداز شخصی استفاده کنه یا هر گونه کار غیر مرتبط را قبول کنه. 

درصدی از مهاجران بالاخره بعد از مدتی تلاش دوباره به شغل مورد نظر خودش دست پیدا می کنند. ولی بعد از مدتی متوجه می شن که تو استرالیا شهروند درجه دو هستند و هیچ وقت جایگاهی که شایسته اونهاست در اختیارشون قرار نمی گیره. خوب علت های مختلفی داره یکی زبان هست و دوم تا حدی تبعیض نهان در جامعه استرالیا و سوم عدم داشتن تجربه لوکال.

این مشکل برای همیشه برای نسل اول مهاجر باقی می مونه ولی نسل دوم به بعد بخاطر پرورش در جامعه استرالیا این مشکلات را نخواهند داشت. نسل اول بعد از اینکه به خیلی واقعیت ها در مورد خودش و استرالیا می رسه دوباره به سرزمین مادریش فکر می کنه، ولی دیگه دیر شده ! تو کشور جدیدش گیر افتاده و ترک کردن زندگی اش از استرالیا خیلی سخته. بخصوص اگه بچه محصل داشته باشه. مهاجر نسل اول گاهی اینجا احساس تنهایی می کنه هر چند دیگه تو وطن خودش هم تبدیل به غریبه شده.

استرالیا کشوری با مزایای زیادی هست که اگه بخوام براتون بگم می تونم تو چند جمله بگم که اینجا زندگی خیلی آرامه و حریم خصوصی آدم ها خیلی محترمه، زندگی را مردم استرالیا ساده می بینند و در زمان حال زندگی می کنند و انسانهای سرخوشی هستند. زندگی مردم به تجملات و چشم و هم چشمی وابسته نیست. طبیعت استرالیا بسیار زیباست و فرهنگ مردم تو نگهداری از اون بسیار بالاست. اقتصاد استرالیا بسیار با ثبات هست و رشد معقولی داره ، استرالیا کشور پر ظرفیتیه و آینده خوبی داره.

کسی که اهل کار و پیشرفت باشه مرزی برای پیشرفت نخواهد داشت. مرزی که من پنج سال پیش برای شکستنش اومدم استرالیا ! ولی الان می بینم مرز را شکستم ولی دیگه وقتی برای پیشرفت ندارم چون دوباره از صفر شروع کردم و حالا در سن و سال من، کاش بیست سال دیگه وقت داشتم تا پیشرفت کنم. اگه ازم می پرسید که آیا دوباره اینکارو می کردی می گم بله، ولی بیست سال زودتر.

 

http://amir2au.blogfa.com/1396/03

Immigration

شهروند استرالیا

گاهی وقت ها اینقدر زمان رسیدن به یه هدف طولانی می شه که یادمون می ره که اصلا چرا این همه زحمت کشیدیم که بهش برسیم. حالا که من بعد از این سال ها امروز تو مراسمی به مناسبت روز ملی استرالیا بهم لوح شهروندی استرالیا را دادند، مات و مبهوت بهش نگاه می کردم.

یاد روز اولی افتادم که ویزای استرالیا را تو سفارت خونه تو پاسپورتم چسبوندند و من گیج بودم که حالا چکار کنم از این به بعد تازه باید شروع شد. الانم هم فکر می کنم که حالا چکار کنم!؟ 

برای من الان رسیدن به این نقطه می تونه دوباره شروع یه سری اتفاقات دیگه باشه. حالا که نگاه می کنم می بینم اصلا بزرگتر و هیجان انگیز تر از هدفی که داشتم مسیری بود که برای رسیدن بهش طی کردم. همه کسانی و جاهایی که تو این مسیر دیدم و همه اتفاقاتی که سعی کردم ازش به سلامت عبور کنم. همشون برای من تجربه های جدید بودن که همیشه دنبالش بودم.

برای اینکه یادم بیاد دنبال چی بودم تو این وبلاگ همش بر می گردم عقب و گاهی به فکرها و انتظاراتی که چند سال قبل از مهاجرت داشتم خندم می گیره. از نظر من الان مهاجرت یه سفر هست و هر کسی که بعد مهاجرت سفر نکنه، مهاجرت نکرده. با این سفر اول خودت را می شناسی، بعد دنیا را می بینی.

الان هم وقتی فکر می کنم زیباترین قسمتهای مهاجرت من، دیدن مردم و سرزمین های جدید بوده. پس بعد از این هم سفر می کنم و دوباره می رم مردم دنیا را می بینم به هر قیمتی که باشه.

http://amir2au.blogfa.com/1395/11

Before the flight

سبک بال

بالاخره دارم به روز پرواز نزدیک می شم. وقتی روزها طول بکشه که کل وسایل زندگی تو بکنی تو کارتون و اثاثات رو سخاوتمندانه ببخشی به فک و فامیل و کلی از وسایلتو با دودلی تمام بزاری تو کوچه, می فهمی چقدر دور و برت رو از اثاث و اشغال انباشته کردی، می فهمی چقدر از خاطرات و عمرت لابلای این وسایل گیر کرده، چقدر سنگینی و وابسته شدی به چهار تا تیر و تخته، حالا نیاز دارم که سبک باشم مثل یه آدمی که تازه می خواد شروع کنه با تازگی و سبکی و چالاکی. وقتی شروع می کنی دوست داری هر لحظه خودتو سبکتر کنی، احساس جالبیه !

منی که الان بیش از 14 ساله دارم کار می کنم انواع و اقسام کارا را انجام دادم همه نوع پروژه تو هر سطحی را انجام دادم. تو کارم اعتبار و اسم و رسم دارم باید همه رو ببوسم بزارم و برم تا این دو ده عمر مفید مانده را در یک زندگی جدید از اول سعی و تلاش کنم برای یه تجربه جدید. برای اینکه من از زندگی یه تجربه جدید برای معنای زندگی کردن می خوام، احساس جالبیه !

قبل پرواز یه ترس و دودلی ویران کننده ای به سراغ آدم میاد که داری چیکار می کنی چرا همه چی رو بهم می ریزی! چرا خودتو آلاخون بالاخون می کنی! چرا درآمدت تو از دست میدی، چرا می خواهی از اول جون بکنی و خودتو دوباره ثابت کنی، چرا خونه عزیزتو میدی اجاره دست غریبه، چرا اثاثات رو بخشیدی رفت، چرا مادرتو تنها میزاری! چرا ... احساس جالبیه!

ولی به نظر من آدما آینده شون را با آرزوهاشون میسازند. من خواستم و شد . باز هم می خوام و بدست می آورم . خیلی زندگی جالبیه!

به امید روزهای خوب

http://amir2au.blogfa.com/1391/03

Wagga Wagga

واگا واگا

مدتي پس تلاطم هاي طولاني در قوانين مهاجرتي استراليا بالاخره امروز يه حرکتي در پرونده من بوجود آمد.

من با ويزاي ۱۷۶ماه ها سر کار رفتن به پرت بودم. بعد از تغييرات براي رفتن به آدلايد نقشه کشيدم و اونم که تو زرد از آب در اومد و بعدش کلا بي خيال ويزاي ۱۷۶ شدم. يعني نه که فقط من اينجوري بشم وکيل محترم بنده ميگه که فقط دو تا موکل داره که تونستند ۴ تا ۷ از ايلتس بگيرند و تونستند براي اين ويزا ها اقدام کنند. البته اگه نمرات امتحانات را چک کنيد مي بينيد که از هر ۶۰۰ نفر فقط ۴-۵ نفر نمره ميارند. که اين هم از سياست آقايان در استرالياست که ما را کنترل کنند تا زياد مهاجرت نکنيم .

ولي هنوز يه سوراخ مونده که الان ملتي حجوم آورن سمتش و اون ويزاي ۴۷۵ است. به خاطر اينکه ديگه چهار تا ايلتس ۷ نمي خوان اين خيلي ايده اله ولي داستان چيه !

اين ويزا سه ساله مي باشد و راهي بسوي دريافت ويزاي دائم است به شرطي که دو سال در يک شهر کم جمعيت زير ۵۰ هزار نفر جمعيت زندگي کني و يک سال مشغول به يک کار تمام وقت بشوي. بعد از دو سال مدارک زندگي و کار را ارائه مي کني و يه ويزاي جديد ۸۸۷ مي گيري که همان PR است.

حالا دعوا شده سر اينکه کي بره کدوم شهر خيل عظيمي از ايراني ها دارن ميرن شهري به نام دابو Dubbo در Orana در ايالت New South Wales استراليا. شهري با ۳۰هزار نفر جمعيت و با فاصله ۶۰۰ کيلومتري سيدني وسط بيابون !  و به قولي مي خواهند اونجا رو تسخير کنند.

البته من مدت طولاني در حال تحقيق درباره اين شهر بودم و ظاهرا از نظر کاري براي آقايان نقشه بردار و عمران و معدن جاي خوبيه و کار زياده ولي يه کم زيادي دوره و دانشگاه نداره و شهر بسيار خلوتيه. البته وکيل بنده بسيار اصرار داشت که براي اين شهر اقدام کنم چون ۲ هفته اي با احتمال ۱۰۰٪ من را قبول مي کرد.

بعد از مدتي ترديد و جستجو من شهر جديدي کشف کردم واگا واگا Wagga Wagga در Riverina در ايالت New South Wales استراليا. با جمعيت ۶۰ هزار نفر داراي دانشگاه و نزديک کانبرا و بين ملبورن و سيدني و خلاصه با مزاياي زندگي بيشتر. خلاصه پامو کردم تو يه کفش که آقاي وکيل براي من از اينجا اسپانسر بگير و وکيل محترم به من هشدار داد که از نظر وي ۷۵٪ احتمال دارد که من را قبول کنند و اين پروسه دو ماهي طول ميکشه. ولي من اصرار داشتم و وکیل هم اقدام کرد.

بعد از گذشت دو ماه من کلا بي خيال شدم تا در نهایت نا امیدی امروز وکيل محترم خبر دريافت تاييديه اسپانسري من را از Riverina به من اعلام کرد و من دارم براي لاج ويزاي ۴۷۵ آماده ميشم.

http://amir2au.blogfa.com/1390/04

Immigration to uk

ویزای مهاجرت انگلستان (Tier 1).

ظاهرا کمتر کسی از این ویزا خبر دارد و من هم چون یکی از دوستان نزدیکم این ویزا را گرفت من را هم تشویق کرد تا سعی خودم را بکنم.

خلاصه مطلب اینه که این ویزا برای افراد ماهر در یک زمینه شغلی می باشد و می بایستی امتیاز ۹۵ تا ۱۰۰ بیاریم که شامل :

  1. سن
  2. مدرک تحصیلی و مدرک زبان ایلتس ۶.۵
  3. درآمد طی ۱۲ ماه گذشته و مانده حساب بانکی
  4. تجربه زندگی در انگلیس

برای جزئیات می توانید این لینک را ببینید:

http://www.ukvisas.gov.uk/en/howtoapply/infs/inf21pbsgeneralmigrant

و برای اینکه بتوانید امتیاز خود را حساب کنید از این لینک استفاده کنید:

http://www.ukba.homeoffice.gov.uk/pointscalculator

نکته جالب این ویزا اینه که در صورت داشتن امتیاز ظرف مدت ۳ هفته به شما ویزای کار و اقامت ۲ ساله و بعد از آن یه ویزای ۳ ساله و بعد اقامت دائم و سپس پاسپورت انگلیس را می دهند.

من اگه خودم نمونه واقعیشو نمی دیم باورم نمیشد ولی حقیقت داره.

 

http://amir2au.blogfa.com/1389/06

Why Immigration

چرا مهاجرت

رفتن به مملکت خارجه فکر افراد زیادی را از جمله من را مشغول کرده، حالا رفتن شده یه هدف برای آینده من. من معتقدم آرزوهای آدما آینده اونها را می سازد. من هم رفتن را آرزو کردم تا بهش برسم. حالا که این آرزو را دارم سعی می کنم به این سئوال پاسخ بدم که چرا باید برم؟

10 ساله که کار تخصصی می کنم و نوع  پروژه هایی که انجام می دهم با جدیدترین تکنولوژی های موجود است و من را از نظر فنی قانع می کند. در کل کشور پروژه کار کردم و تنوع کاری، تنوع محیطی و تخصصی خوبی دارم. دائم در سفرم هستم و به جرات کل کشور را رفتم و گشتم.  با انواع و اقسام آدم ها کار کردم و انواع قراردادها، مذاکرات را هم داشته ام.

هیج وقت کارمند نشدم، همیشه برای خودم کار کردم، معلم داشتم، شریک خوب نداشتم ولی همکار خوب زیاد دارم، کارمند هم زیاد ندارم، خودم به عنوان آچار فرانسه عمل می کنم، صبرم زیاده، خیلی ها به من میگن یک مرد و یک شرکت (One Man, One Company).

مشکلات زیادی هم داشتم بدهکار شدم، بیکار شدم، بی پول شدم، دستگیر شدم، دادگاه داشتم و کلانتری هم شب خوابیدم، پولم رو هم خوردند. همش به خاطر اصراری که در کار کردن داشتم و ننشستم خونه پاهام رو دراز کنم. همیشه ریسک کردم، از هزینه کردن نترسیدم.

از اونطرف الان درآمدم خوبی دارم و از نظر خودم بهترین زندگی را می کنم. بهترین خانواده را دارم و از کارم راضیم.

ولی مشکل کجاست؟

من همیشه میگم ما لیاقتمان بیشتر از این حرفاست. اگه به این کلام اعتقاد داشته باشید، همیشه ذهن تان می گرده تا ببینه چطوری می تونی بری بالاتر، حقیقتا من به این جا رسیدم که اینجا آخرش به کجا می خواهی برسی، مگه آخرشو ندیدی، همش همینه! نمی خوام ایراد رو مملکتمون و فرهنگمون بزارم، میشه تف سر بالا. مسئله اینجا مشکل شخص بنده است که احتیاج دارم برم به یک فضای جدید و روابط جدید و داستان جدیدی را شروع کنم.

شاید 10 سال پیش هم می تونستم خیلی ساده تر برم ولی الانه که نیازشو احساس می کنم، اون موقع خلاء وجودی من را اینجا پر کرد. حالا یه پشتوانه بزرگ دارم، تجربه.

البته به خودم نمی نازم همیشه هم از خودم شاکی هستم که باید بهتر عمل کنم، اشتباه نکنم، هوشمندانه تر تصمیم بگیریم، زمان را از دست ندهم، بیشترین بازدهی را داشته باشم ولی میدونید بازم هر چقدر زرنگ باشم و تجربه داشته باشم، نمیتونم جلوی بعضی اتفاقات را بگیرم و بازم اشتباه می کنم. نمیتونم اونجوری که میخوام پیشرفت کنم.

تو اگه بخواهی اینجا رشد کنی باید هزینه اونو بدی، کسی کمکت نمیکنه، راهنماییت نمیکنه، چه بسا هلت  بدن تو چاله تا با سر بخوری زمین، به استعداد تو کسی توجه نمیکنه اگه هم ازت تعریف کنند جای دیگه دارند ازت کولی می گیرند.

قوانین رشد کردن تو مملکت ما کاملا بر اساس روابط است نه شایستگی، هر چقدر تو کارت نخبه باشی دلیلی بر تضمین آینده کاریت نیست. تخصص شرط لازم است ولی کافی نیست. اصلا بعضی وقتا آدمایی را می بینی که می فهمی که تخصص هم لازم نیست، فقط رابطه.

باید بلد باشی تو مذاکرات چطوری لابی کنی، چطوری طرفتو بشناسی، چطوری باهاش توافق کنی، اینا رو تو هیج کتابی ننوشتند و هیج قانون نوشته شده ای ندارد، باید تو مکتب یاد بگیری، مکتب کار در بازار ایران.

اینجا رشد نرخ کار تخصصی با نرخ تورم اصلا تناسبی نداره، هر چی جلوتر میریم باید دستمزد کمتری درخواست کنیم. چون روز به روز نیروهای متخصص و تازه کار بیشتری وارد بازار می شوند و حاضرند با هر قیمتی که شده پروژه ها را از آن خود کنند. البته بماند که برای کیفیت کارها چه اتفاقی می افتد.

واقعا کی میتونه ادعا کنه که برای کارش برنامه ریزی داره و تا 5 سال آتی بهش برسه، اگه تونستی برای هفته بعد خودت برنامه ریزی کن. اصولا من همیشه وقت دارم ولی امروز خیلی گرفتارم، چون همه کارا تو دقیقه 90 پیگیری و انجام می شوند. تازه اگه به گل طلایی نرسه.

امنیت کاری هیچ معنی نداره، بعضی وقتا احساس می کنم اگه یه حقوق ثابت داشتم چقدر خوب بود، البته از نخوت این حقوق متنفرم، یک زمان چند پروژه را هم زمان جلو می برم و یک روز دیگه از بیکاری به دنبال یه فکر و راهی جدید برای پول در آوردن می گردم.

تو کارم حرفه ای هستم و به جرات سطح پروژه هایی که انجام میدم در سطح بازارهای بین المللی است ولی آخرش می تونم برم شیراز و مشهد و تبریز، چرا نباید برم کارم رو تو سطح دنیا مطرح کنم چون اینجا گرفتار شدم. گرفتار اتفاقاتی که جلوشونو نمی تونم بگیرم.

میگن تو ایران خوب میشه پول در آورد، درست می گن، من کسانی را دیدم که یک ساله میلیاردر شدند ( نمیگم یک شبه دقیقا یک ساله). اینجا پول بی حساب و کتابی هست، ولی پول برای من همه چیز نیست، علاقه زیادی به پول درآوردن دارم ولی کنار یک دل خوش.

شراکت هم تو مملکت ما داستان مخصوص به خودشو داره، میگن اگه شریک خوب بود خدا شریک داشت، من به این جمله خیلی اعتقاد دارم. شراکت با همکاری فرق می کنه، من از شراکت با کسی خیر و برکت ندیدم ولی به همکاری اعتقاد دارم.

روزها و ماه ها و سالها می گذرد و من پیرتر می شوم، الان در سنی هستم که گذشت زمان را کاملا احساس می کنم. جوانی من دارد از دست می رود و با جوانی، انرژی و شادابی من نیز می رود. پس تا وقتی که احساس جوانی می کنم باید اوضاع را متحول کنم. فرصت کم است.

هنوز می خواهم هزار و یک دلیل دیگه بیارم ....

 

http://amir2au.blogfa.com/1389/04

Immigration Skill Select

شرح قدم به قدم کارهایی که برای ویزا گرفتنم انجام دادم

اطلاعات جدید

تو این مدت خیلی دنبال روند مهاجرت و کارهاش بودم و گروههای زیادی عضو شدم خیلی ها خودشون کارهای مهاجرت رو انجام میدن و موفق شدن و این باعث شد یکم ترس من بریزه و یکم مصرتر بشم برای انجام کارها. من قطعا میخوام کارم رو با یه وکیل خوب پیش ببرم اما قبلش باید کلی در این مورد اطلاعات جمع مپکنم تا خودمم تو روند پیش روی پرونده ام بتونم کمک کننده باشم و همه کارها رو صرفا به عهده وکیل نذارم.
بعد از خوندن  این پی دی اف //کلیک// و اشنا شدن با کلیات روند مهاجرت امتیازهای خودتون رو حساب کنین. امتیازهای جمع شده شما باید بالاتر از 65 باشه تا بتونین اقدام کنین. مواردی که برای به دست آورده اطلاعات کامل و آشنایی با روند مهاجرت نیاز دارین رو میتونین همین جا دانلود کینن.

فرم رتبه بندی دانشگاه

با کمک این لیست ها میتونین متوجه بشین عنوان شغلیتون کوتاه مدت یا بلند مدته. مشاغل کوتاه مدت امکان حذف شدن از لیست رو دارن.

لیست مشاغل بلند مدت در استرالیا

لیست مشاغل کوتاه مدت در استرالیا

عنوان شغلی که انتخاب کردین باید از سایت انزسکو سرچش کنین تا همه یاطلاعات لازمه در مورد شغلتون رو بیاره. یه اکانت برای خودتون تو این سایت درست کنین اطلاعات این سایت خیلی کمک کننده است. این سایت توسط یه مهاجر درست شده چقدر خوبه که یکی کاری کنه که باعث بشه کار دیگران باهاش اسونتر و ساده تر بشه.

سایت انزسکو

راهنمای استفاده از سایت انزسکو

تو پست بعدی قدم به قدم همین مراحل رو برای رشته خودم مینویسم.

 

 لینک سایت برای اپلود فایل ها

چند تا سایت مفید دیگه که خوندنشون برای خود من مفید بود.

آشنایی با سازمان های ارزیابی کننده مدارک

اشنایی با سازمان های ارزیابی کننده مدارک

آشنایی با سازمان ارزیابی TRA

آشنایی با سازمان ارزیابی کننده مدارکVETASSESS

http://immigration-to-australia.blogfa.com/post/9