Interview

قبل از هرچیز باید بگم که دوره ای که توی تیف گذروندم بسیار مفید بود و بهم خیلی کمک کرد که بتونم از پس مصاحبه بربیام. پس اگه میتونین تاریخ اومدنتون رو طوری تنظیم کنین که بتونین تو این دوره شرکت کنین. اسم دوره The Oversease Qualified Engineers Program هست که البته به نام Certificate IV in spoken and written English (Employment) هم میشناسنش. توی بریزبین تیف شمال و تیف South Bank این دوره رو برگزار میکنه. مدتش 10 هفته کلاسه بعلاوه 6 هفته unpaid job placement که یعنی شما میتونین 6 هفته بدون حقوق تو یه شرکت مرتبط با رشتتون کار کنین و تجربه کسب کنین. البته اگه خودتونو خوب نشون بدین و خوش شانس هم باشین ممکنه این دوره طولانی تر بشه و یا به کار دائم تبدیل بشه. توی دوره روی سه موضوع کار میشه:

1-مهارتهای گفتاری که شامل مکالمه تلفنی، مصاحبه و پرزنتیشن هست

2-مهارتهای نوشتاری که شامل نوشتن ریپورت، نامه های کاری و کاورلتر هست

3-آشنایی با فرهنگ محیط کار در استرالیا و رزومه نویسی

این سه تا سابجکت توسط سه تا معلم واقعا خوب تدریس میشه و شما کاملا متوجه میشین که چقدر از نظر زبانی پیشرفت میکنین. شاید آدم خودش هم بتونه همین چیزایی که اینا تدریس میکنن رو مطالعه کنه مثلا جزوه اسکیل مکس یا کتابهای fearless resume و fearless interview ولی اونجا مجبور میشین که سرکلاس همینا رو تمرین کنین و کلی تکلیف انجام بدین طوری که اون مطالب توی ذهنتون نهادینه میشه. معلما سخت گیرن و مجبورتون میکنن به اون سطحی که اونا انتظار دارن برسین. پس شک نکنین که دوره مفیدیه. هزینش هم 600 دلاره که شاید به نظر زیاد بیاد ولی اگه دوره هایی که اینجا تو خود تیف حتی ارائه میشه رو ببینین که همه بالای 2000 تا هستن متوجه میشین که هزینه زیادی نیست و البته وقتی آدم میتونه نتیجه دلخواهش رو بگیره دیگه بحث هزینه کمتر مطرحه. من 6 هفته تونستم از کلاس استفاده کنم و بعدش دیگه کار جور شد و مجبور شدم که دیگه نرم. ولی واقعا دلم میخواست میشد تا آخرش میموندم.

اما در مورد مصاحبه، خب من تجربه زیادی ندارم چون اولین مصاحبم تبدیل به کار شد ولی همونو براتون میگم.

مهمترین کار قبل از رفتن به مصاحبه سرچ کردن درمورد اون شرکته. باید خوب خوب شرکت مورد نظر رو بشناسین. اینکه چه پروژه های داشتن و الان روی چه پروژه ای کار میکنن، خط مشی شرکت چیه، با چه شرکتهای دیگه ای کار میکنن و یا حتی رقابت دارن، چه محصولاتی دارن، از چه تکنولوژی استفاده میکنن و خلاصه تا اونجا که میتونین اطلاعات جمع کنین. بعد از اون اسم و سمت کسانی که قراره باهاتون مصاحبه کنن رو بدونین و درست تلفظ کنین. اگه کسی رو توی اون شرکت بشناسین و بتونین ازش بپرسین که برای اون پوزیشنی که شما قراره مصاحبه برین چه چیزایی لازمه بگین که دیگه عالیه. برای من دونفر مصاحبه کننده بودن یکیشون Human Resource Manager و دیگری Technical Manager بود. تا اونجایی که من متوجه شدم بیشتر حرف اچ آر برش داره یعنی اگه اچ آر از شما خوشش بیاد بقیش حله. لااقل برای شرکت من که اینطور بود. خب همونطور که میدونین اچ آر از رشته تخصصی شما چیزی نمیدونه جز چندتا کلمه کلیدی که اونم کلماتی هستن که توی خود اون شرکت کاربرد دارن. بنابراین اگه شما توی صحبتتون اون کلمات رو بکار بردین و گفتین که درمورد اونا سابقه کار دارین و آشنا هستین اون فکر میکنه که شما خیلی واردین و همونی هستین که دنبالش میگرده ولی اگه اون کلمات رو بکار نبرین هرچقدر هم که واقعا کار بلد باشین اون تصور میکنه که شما بدردش نمیخورین چون به تصورش از کار اون شرکت سردرنمیارین حتی اگه تکنیکال منیجر بگه که شما اکی هستین. پس این خیلی مهمه که شما دقیقا بدونین که توی اون پوزیشن چه کاری قراره انجام بدین و مثلا از چه نرم افزاری اونجا استفاده میشه که اصولا توی آگهی ها مینویسه که وظایف شما چی هست و انتظار میره که با چه چیزایی آشنا باشین. پس یادتون نره که از اون کلمات حتما تو حرفاتون استفاده کنین.

روز مصاحبه من اول اچ آر شروع به صحبت کرد و گفت که بگم قبلا چیکارا کردم و چیا بلدم. من هم شروع کردم توضیح دادن و زوم کردم رو همون قسمتی که میدونستم به درد اونا میخوره و چیزایی رو گفتم که میدونستم خوششون میاد که بشنون. بعد مدیر فنی چندتا سوال ازم پرسید و من همه رو جواب دادم. البته سوالهاش آنچنان تخصصی نبود و بیشتر کلی بود. بعدش یه اشاره ای کرد به اچ آر که یعنی من کارم باهاش تموم شد و بعد اچ آر شروع کرد به سوال پرسیدن. اینجا قسمتی بود که دوره تیف به کمکم اومد تا بتونم سوالای زیر رو خوب جواب بدم:

-اگر ازت بخوان که اسکوپ کارت رو عوض کنی چیکار میکنی؟ مثلا داری یه کاری انجام میدی و یه دفعه بیان بهت بگن اون کار رو فعلا ولش کن و اینکار رو انجام بده؟

-کانفلیکت رو توی کارت چطوری هندل میکنی؟

-بزرگترین تیمی که تا حالا توش کار کردی چند نفره بوده و نقش تو چی بوده؟

-اگه یه نفر توی تیم خوب کار نکنه تو چطور باهاش برخورد میکنی؟

-مریم کیه؟ خودت رو توصیف کن!!

-اگه استخدام بشی چه کاری میتونی برای شرکت ما انجام بدی که بقیه نمیتونن؟

-اگه کلاینت یه خواسته غیرمنطقی داشته باشه چیکار میکنی؟

-کار ما در چند ماه آینده بسیار فشرده و زیاد خواهد بود تو با تحت فشار کار کردن مشکل نداری؟

و چندتا سوال دیگه که یادم نمیاد. این اچ آر هرچی سوال تو عمرش بلد بود از من پرسید!!

نکته مهم اینه که شما بلد باشین چطور به این سوالات جواب بدین که به قول اینجاییها تیم مصاحبه کننده رو ایمپرس کنین. یا اینکه اگه جواب یه سوال رو نمیدونین چطوری به اصطلاح خودمون بپیچونیدشون. مثبت بودن و روحیه قوی داشتن برای اینا خیلی مهمه. مسلما همه تو مصاحبه استرس دارن ولی اینکه بتونین استرستون رو کنترل کنین مهمه. اینکه هیچ نمیتونم و نمیشه و نه بکار نبرین. حتی اگه چیزی رو واقعا بلد نیستین میتونین بگین اگرچه با نرم افزار A کار نکردم ولی با نرم افزار B کار کردم که بسیار شبیه به اونه و البته که میتونم خیلی سریع اون یکی رو هم یاد بگیرم. 

یه نکته بسیار مفیدی که توی تیف یاد گرفتم اینه که همیشه فرمول STAR رو رعایت کنین. یعنی اینکه من بگم که مثلا team player خوبی هستم کافی نیست باید ثابتش کنم. چطوری؟ با آوردن یه مثال از کار قبلی. یعنی همیشه اول Situation یا Task رو توضیح میدین. مثلا تو کار قبلی من فلان مشکل پیش اومد. بعد Action رو میگین. مثلا من فلان اقدام رو کردم یا به خاطر فلان خصوصیت اخلاقی من فلان طور شد. و در آخر Result رو میگین. مثلا نتیجه این شد که فلان مشکل حل شد و یا بازدهی تیم بالا رفت و یا هرچیز مثبت دیگه.

به عنوان مثال زبان انگلیسی به عنوان یه نقطه ضعف رو درنظر بگیرین. وقتی ازتون میپرسن نقطه ضعفتون چیه میتونین بگین زبان و اینکه زبان استرالیاییها پر از اسلنگ و ایدیم و اصطلاح هست و شما اونا رو باید یاد بگیرین. خب تنها گفتن این کافی نیست. تا اینجا شما فقط قسمت تسک یا سیچویشن رو گفتین. قسمت مهم مساله اینه که شما بگین برای برطرف کردن این ضعف چیکار کردین. مثلا میتونی بگین برای اینکه این ضعف رو برطرف کنم خودم رو توی کامیونیتیهای مختلف درگیر کردم توی جلسات Engineers Australia شرکت کردم توی کتابخونه سابربمون تو جلسات مختلفشون شرکت میکنم و امثال اینا. و در نهایت نتیجه رو میگین. اینکه الان در نتیجه اون کارایی که کردم بهتر میتونم با مردم ارتباط برقرار کنم بهتر میتونم صحبتهاشون رو متوجه بشم و اونا هم بهتر حرفای منو متوجه میشن. این یه مثال بود برای اینکه متوجه بشید منظور از فرمول استار چیه. اینم بگم که گفتن اینکه زبان انگلیسی نقطه ضعفمه هیچ اشکالی نداره چون انگلیسی زبان دوم ماست و مسلما پرفکت نیستیم در اون.

نکته بعدی هم که حتما همه میدونین اینکه که لباس رسمی بپوشین با همه دست بدین و مصاحبه کننده ها رو با فامیل صدا کنین مگر اینکه خودشون بهتون بگن که منو مثلا جان صدا کن.

eye contact داشتن نکته مهم دیگه ایه که باید حواستون بهش باشه. فقط به یه نفر نگاه نکنین و با همه مصاحبه کننده ها تماس چشمی برقرار کنین.

همیشه یه سوال آماده داشته باشین تا وقتی در پایان مصاحبه ازتون میپرسن سوالی دارین یا نه، مطرحش کنین. این نشون میده که شما واقعا برای کار تو اون شرکت مشتاق هستین.

در پایان یه لینک براتون میذارم که یه سری سوال مصاحبه به همراه جوابهاشه. لازم نیست عین اونا رو حفظ کنین فقط برای اینه که ایده بگیرین و مطابق با شرایط خودتون تغییرش بدین.

امیدوارم این توضیحات براتون مفید بوده باشه.

http://www.talkenglish.com/speaking/interview/intbasic1.aspx

 

https://beyondtheocean.persianblog.ir/poKx4Myx3Oi3y5lgQQYW-%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D9%87%D8%A7-9-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87

 

TAFE

هزینه کلاس های تیف پرث

اول اینکه موسسه تیف بزرگترین موسسه دولتی که برای کلاسهای فنی در استرالیا است و مثل کالج عمل میکنن یعنی بعد از پایان 12 سال و گرفتن دیپلم فرد رو آماده میکنن که وارد بازار کار بشه و دوره ها بصورت کوتاه مدت و بلند مدت رو داره که بسته به نوع رشته انتخابی تعداد کورس و ترم مشخص میشه و بعدش در پایان مدرک دیپلما یا ادونس دیپلما اون رشته خاص رو میگیری.

اکثر استرالیاییها بعد از گذراندن دبیرستان یک دوره تیف رو انتخاب میکنن و تو اون رشته متخصص شده و وارد بازار کار میشن به چند دلیل:1- هزینه تحصیل در استرالیا در مقاطع لیسانس به بعد خیلی زیاده.2- کسی که نمیخواد تو پژوهش باشه دنبال دانشگاه رفتن نمیره.3- دوره های تیف آنقدر کاربردی هستن و اطلاعات مورد استفاده در شرکتها رو آموزش میدن که بعد از پایان دوره میری سر کار.4- خودشون معمولا برات کار پیدا میکنن بعد از اتمام دوره و یا در زمان کارآموزی اگه زبل باشی میتونی تو همون شرکت بمونی.

https://central.wa.edu.au/Pages/default.aspx

 

http://mymigration.blogfa.com/1394/09

TAFE

تیف در پرث

این روش بهتره که شما بهم بگیم چه اطلاعاتی میخواین.

در مورد تیف باید بگم که با توجه به رشته ای که میخواید بخونید مرکزتون انتخاب میشه مثلا پرث سنترال رشته های آی تی و نقشه کشی و ... رو داره ، ایست پرث رشته های مربوط به محیط زیست و اینوایرومنتال و همینطور باقی مراکز و برای اینکه بدونید رشته ای که می حواید بخونید در کدام مراکز است بهتره گوگل کنید تیف در پرث و وبسایتهای هر مرکز رو بررسی کنید.

کلاس من هنوز شروع نشده .تیف دوبار در سال شروع ترم داره یکی فوریه و یکی ترم جولای. من برا ترم فوریه 2016 سرکلاس خواهم رفت ولی از اواخر سپتامبر اپلیکیشن رو باز کرده بودم و مدرک تحصیلیم رو معادل سازی کردم با مدارک استرالیا ( از طریق وبسایت تیف سنترال اطلاعات رو میتونید بگیرید و بصورت رایگان هم این کار رو انجام میدن) و مدرک آیلتسم هم ارایه دادم و دیگه نیازی به گذراندن دوره های AMEP نداشتم(آیلتس بالای 5.5 رو قبول دارن به شرطی که هیچ نمره ای زیر 5 نداشته باشی) و 3 بار هم با لکچررم تا حالا مشاوره داشتم و جالبه که یکسری منابع بمن معرفی کرد و قبل شروع کلاس دارم می خونم و یک روز هم اوپن دی داشتیم که رفته بودیم کلاس و لابراتوار رو دیدیم و تمام لکچررهامون بودن و صحبت کردیم باهاشون و از این کارها.برا هر ترم تقریبا دوماه قبلش بهتره اپلای کنین که وقت مشاوره داشته باشین و با دید باز انتحاب آینده تون رو تو استرالیا انجام بدین (درصورتیکه مثل من دنبال تغییر رشته کاری در کشور جدید باشین)

http://mymigration.blogfa.com/1394/09

TAFE

تیف

برای ترم فوریه 2016 ثبت نام کردم تیف که دوره یکساله بگذرونم و بعد از اون شروع بکار کنم.به نظر من تیف آپشن خیلی خوبیه برا کسانی که می خوان سرکار برن در آینده و عجله ای برای شروع کار ندارن.منم گذاشتم چندین ماه از حضورمون اینجا بگذره و زندگی مسیر نرمال خودش رو بگیره و الینا کاملا با محیط آشنا بشه بعد برای خودم وقت بزارم.الان وقتشه که دیگه به فکر خودم و پیدا کردن تخصص مورد نیاز اینجا باشم.بعد از کلی تحقیق در بازار کار و منطبق بودن با علاقمندی من رشته آینده ام رو انتخاب کردم و برای ترم فوریه ثبت نام کردم.

روزی که open day  بود برای دانشجوهای جدید تو مسیر ترس خیلی عجیبی داشتم.احساسهای خیلی بد .اینجا همه اتفاقهای زندگی رو یکبار دیگه تجربه می کنی ولی تو سن بالاتر مثلا بازهم کنار افسر راهنمایی میشینی و امتحان رانندگی میدی ، بازهم شروع به درس خوندن، شروع بزینس، شروع تلاش ، آمادگی مصاحبه و هزار راهی که قبلا تو کشور خودمون 15 سال قبل تو سن سرخوشی و پراز انرژی بودن انجامشون داده بودیم و حالا هم تو سن سی و خورده ای دوباره می خوایم همون کارها رو تو یک کشور دیگه انجام بدیم با این تفاوت که بجای احساسهای شادی دوره اول( 15 سال پیش برا هر مورد) الان یک ترس عجیبی باهاته چون داری مجدد زندگیت رو تو سن سی و خورده ای از اول میسازی...منم موقع رفتن به تیف ترس داشتم و ی حس خجالت از خودم که تو این سن دوباره باید برم کنار بچه ها 17 ساله بشینم تو یک فرهنگ دیگه و با زبان دیگه ای درس بخونم این احساسها خیلی بده ولی من بهشون غلبه کردم و ازشون رد شدم به خودم گفتم اگه ترسیدی و پات لرزید آینده ای اینجا نخواهی داشت. به خودم گفتم برای شروع جدید باید محکم بود ، به خودم گفتم که این یک موقعیته جدید برای بدست آوردن پوزیشن خوب کاری در حداقل یکسال آینده است و بخودم هزاران نکته مثبت دیگه از این شروع جدید رو یادآوری کردم و به سمت ساختمان تیف قدم میزدم.وقتی وارد ساختمان شدم تمام اون احساسها از بین رفته بودن و جاشون رو به انگیزه دادن.

یک مهاجر ،آجر به آجر آینده اش رو خودش می چینه میتونه با ترس تمام آینده رو نگاه کنه و دستش بلرزه و آجرها رو نامرتب بزاره و یا اینکه با ترسهاش مقابله کنه و آجرهای آینده اش رو در بهترین وضعیت بزاره. قطعا راه دوم خیلی درصد موفقیت رو بالا میبره همون موفقیتی که خیلی ها میگن شانس بود در صورتیکه اگه بدون ترس جلو بری و تصمیمهای منطقی بگیری و با برنامه باشی میتونی تمام موفقیتهای آینده ات رو تضمین کنی.

http://mymigration.blogfa.com/1394/08