Interview

قبل از هرچیز باید بگم که دوره ای که توی تیف گذروندم بسیار مفید بود و بهم خیلی کمک کرد که بتونم از پس مصاحبه بربیام. پس اگه میتونین تاریخ اومدنتون رو طوری تنظیم کنین که بتونین تو این دوره شرکت کنین. اسم دوره The Oversease Qualified Engineers Program هست که البته به نام Certificate IV in spoken and written English (Employment) هم میشناسنش. توی بریزبین تیف شمال و تیف South Bank این دوره رو برگزار میکنه. مدتش 10 هفته کلاسه بعلاوه 6 هفته unpaid job placement که یعنی شما میتونین 6 هفته بدون حقوق تو یه شرکت مرتبط با رشتتون کار کنین و تجربه کسب کنین. البته اگه خودتونو خوب نشون بدین و خوش شانس هم باشین ممکنه این دوره طولانی تر بشه و یا به کار دائم تبدیل بشه. توی دوره روی سه موضوع کار میشه:

1-مهارتهای گفتاری که شامل مکالمه تلفنی، مصاحبه و پرزنتیشن هست

2-مهارتهای نوشتاری که شامل نوشتن ریپورت، نامه های کاری و کاورلتر هست

3-آشنایی با فرهنگ محیط کار در استرالیا و رزومه نویسی

این سه تا سابجکت توسط سه تا معلم واقعا خوب تدریس میشه و شما کاملا متوجه میشین که چقدر از نظر زبانی پیشرفت میکنین. شاید آدم خودش هم بتونه همین چیزایی که اینا تدریس میکنن رو مطالعه کنه مثلا جزوه اسکیل مکس یا کتابهای fearless resume و fearless interview ولی اونجا مجبور میشین که سرکلاس همینا رو تمرین کنین و کلی تکلیف انجام بدین طوری که اون مطالب توی ذهنتون نهادینه میشه. معلما سخت گیرن و مجبورتون میکنن به اون سطحی که اونا انتظار دارن برسین. پس شک نکنین که دوره مفیدیه. هزینش هم 600 دلاره که شاید به نظر زیاد بیاد ولی اگه دوره هایی که اینجا تو خود تیف حتی ارائه میشه رو ببینین که همه بالای 2000 تا هستن متوجه میشین که هزینه زیادی نیست و البته وقتی آدم میتونه نتیجه دلخواهش رو بگیره دیگه بحث هزینه کمتر مطرحه. من 6 هفته تونستم از کلاس استفاده کنم و بعدش دیگه کار جور شد و مجبور شدم که دیگه نرم. ولی واقعا دلم میخواست میشد تا آخرش میموندم.

اما در مورد مصاحبه، خب من تجربه زیادی ندارم چون اولین مصاحبم تبدیل به کار شد ولی همونو براتون میگم.

مهمترین کار قبل از رفتن به مصاحبه سرچ کردن درمورد اون شرکته. باید خوب خوب شرکت مورد نظر رو بشناسین. اینکه چه پروژه های داشتن و الان روی چه پروژه ای کار میکنن، خط مشی شرکت چیه، با چه شرکتهای دیگه ای کار میکنن و یا حتی رقابت دارن، چه محصولاتی دارن، از چه تکنولوژی استفاده میکنن و خلاصه تا اونجا که میتونین اطلاعات جمع کنین. بعد از اون اسم و سمت کسانی که قراره باهاتون مصاحبه کنن رو بدونین و درست تلفظ کنین. اگه کسی رو توی اون شرکت بشناسین و بتونین ازش بپرسین که برای اون پوزیشنی که شما قراره مصاحبه برین چه چیزایی لازمه بگین که دیگه عالیه. برای من دونفر مصاحبه کننده بودن یکیشون Human Resource Manager و دیگری Technical Manager بود. تا اونجایی که من متوجه شدم بیشتر حرف اچ آر برش داره یعنی اگه اچ آر از شما خوشش بیاد بقیش حله. لااقل برای شرکت من که اینطور بود. خب همونطور که میدونین اچ آر از رشته تخصصی شما چیزی نمیدونه جز چندتا کلمه کلیدی که اونم کلماتی هستن که توی خود اون شرکت کاربرد دارن. بنابراین اگه شما توی صحبتتون اون کلمات رو بکار بردین و گفتین که درمورد اونا سابقه کار دارین و آشنا هستین اون فکر میکنه که شما خیلی واردین و همونی هستین که دنبالش میگرده ولی اگه اون کلمات رو بکار نبرین هرچقدر هم که واقعا کار بلد باشین اون تصور میکنه که شما بدردش نمیخورین چون به تصورش از کار اون شرکت سردرنمیارین حتی اگه تکنیکال منیجر بگه که شما اکی هستین. پس این خیلی مهمه که شما دقیقا بدونین که توی اون پوزیشن چه کاری قراره انجام بدین و مثلا از چه نرم افزاری اونجا استفاده میشه که اصولا توی آگهی ها مینویسه که وظایف شما چی هست و انتظار میره که با چه چیزایی آشنا باشین. پس یادتون نره که از اون کلمات حتما تو حرفاتون استفاده کنین.

روز مصاحبه من اول اچ آر شروع به صحبت کرد و گفت که بگم قبلا چیکارا کردم و چیا بلدم. من هم شروع کردم توضیح دادن و زوم کردم رو همون قسمتی که میدونستم به درد اونا میخوره و چیزایی رو گفتم که میدونستم خوششون میاد که بشنون. بعد مدیر فنی چندتا سوال ازم پرسید و من همه رو جواب دادم. البته سوالهاش آنچنان تخصصی نبود و بیشتر کلی بود. بعدش یه اشاره ای کرد به اچ آر که یعنی من کارم باهاش تموم شد و بعد اچ آر شروع کرد به سوال پرسیدن. اینجا قسمتی بود که دوره تیف به کمکم اومد تا بتونم سوالای زیر رو خوب جواب بدم:

-اگر ازت بخوان که اسکوپ کارت رو عوض کنی چیکار میکنی؟ مثلا داری یه کاری انجام میدی و یه دفعه بیان بهت بگن اون کار رو فعلا ولش کن و اینکار رو انجام بده؟

-کانفلیکت رو توی کارت چطوری هندل میکنی؟

-بزرگترین تیمی که تا حالا توش کار کردی چند نفره بوده و نقش تو چی بوده؟

-اگه یه نفر توی تیم خوب کار نکنه تو چطور باهاش برخورد میکنی؟

-مریم کیه؟ خودت رو توصیف کن!!

-اگه استخدام بشی چه کاری میتونی برای شرکت ما انجام بدی که بقیه نمیتونن؟

-اگه کلاینت یه خواسته غیرمنطقی داشته باشه چیکار میکنی؟

-کار ما در چند ماه آینده بسیار فشرده و زیاد خواهد بود تو با تحت فشار کار کردن مشکل نداری؟

و چندتا سوال دیگه که یادم نمیاد. این اچ آر هرچی سوال تو عمرش بلد بود از من پرسید!!

نکته مهم اینه که شما بلد باشین چطور به این سوالات جواب بدین که به قول اینجاییها تیم مصاحبه کننده رو ایمپرس کنین. یا اینکه اگه جواب یه سوال رو نمیدونین چطوری به اصطلاح خودمون بپیچونیدشون. مثبت بودن و روحیه قوی داشتن برای اینا خیلی مهمه. مسلما همه تو مصاحبه استرس دارن ولی اینکه بتونین استرستون رو کنترل کنین مهمه. اینکه هیچ نمیتونم و نمیشه و نه بکار نبرین. حتی اگه چیزی رو واقعا بلد نیستین میتونین بگین اگرچه با نرم افزار A کار نکردم ولی با نرم افزار B کار کردم که بسیار شبیه به اونه و البته که میتونم خیلی سریع اون یکی رو هم یاد بگیرم. 

یه نکته بسیار مفیدی که توی تیف یاد گرفتم اینه که همیشه فرمول STAR رو رعایت کنین. یعنی اینکه من بگم که مثلا team player خوبی هستم کافی نیست باید ثابتش کنم. چطوری؟ با آوردن یه مثال از کار قبلی. یعنی همیشه اول Situation یا Task رو توضیح میدین. مثلا تو کار قبلی من فلان مشکل پیش اومد. بعد Action رو میگین. مثلا من فلان اقدام رو کردم یا به خاطر فلان خصوصیت اخلاقی من فلان طور شد. و در آخر Result رو میگین. مثلا نتیجه این شد که فلان مشکل حل شد و یا بازدهی تیم بالا رفت و یا هرچیز مثبت دیگه.

به عنوان مثال زبان انگلیسی به عنوان یه نقطه ضعف رو درنظر بگیرین. وقتی ازتون میپرسن نقطه ضعفتون چیه میتونین بگین زبان و اینکه زبان استرالیاییها پر از اسلنگ و ایدیم و اصطلاح هست و شما اونا رو باید یاد بگیرین. خب تنها گفتن این کافی نیست. تا اینجا شما فقط قسمت تسک یا سیچویشن رو گفتین. قسمت مهم مساله اینه که شما بگین برای برطرف کردن این ضعف چیکار کردین. مثلا میتونی بگین برای اینکه این ضعف رو برطرف کنم خودم رو توی کامیونیتیهای مختلف درگیر کردم توی جلسات Engineers Australia شرکت کردم توی کتابخونه سابربمون تو جلسات مختلفشون شرکت میکنم و امثال اینا. و در نهایت نتیجه رو میگین. اینکه الان در نتیجه اون کارایی که کردم بهتر میتونم با مردم ارتباط برقرار کنم بهتر میتونم صحبتهاشون رو متوجه بشم و اونا هم بهتر حرفای منو متوجه میشن. این یه مثال بود برای اینکه متوجه بشید منظور از فرمول استار چیه. اینم بگم که گفتن اینکه زبان انگلیسی نقطه ضعفمه هیچ اشکالی نداره چون انگلیسی زبان دوم ماست و مسلما پرفکت نیستیم در اون.

نکته بعدی هم که حتما همه میدونین اینکه که لباس رسمی بپوشین با همه دست بدین و مصاحبه کننده ها رو با فامیل صدا کنین مگر اینکه خودشون بهتون بگن که منو مثلا جان صدا کن.

eye contact داشتن نکته مهم دیگه ایه که باید حواستون بهش باشه. فقط به یه نفر نگاه نکنین و با همه مصاحبه کننده ها تماس چشمی برقرار کنین.

همیشه یه سوال آماده داشته باشین تا وقتی در پایان مصاحبه ازتون میپرسن سوالی دارین یا نه، مطرحش کنین. این نشون میده که شما واقعا برای کار تو اون شرکت مشتاق هستین.

در پایان یه لینک براتون میذارم که یه سری سوال مصاحبه به همراه جوابهاشه. لازم نیست عین اونا رو حفظ کنین فقط برای اینه که ایده بگیرین و مطابق با شرایط خودتون تغییرش بدین.

امیدوارم این توضیحات براتون مفید بوده باشه.

http://www.talkenglish.com/speaking/interview/intbasic1.aspx

 

https://beyondtheocean.persianblog.ir/poKx4Myx3Oi3y5lgQQYW-%D8%A2%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D9%87%D8%A7-9-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87

 

Life expenses

هزینه یکماه زندگی در استرالیا

هزینه یک ماه بنا به درخواست یکی از دوستای وبلاگی هزینه یکماه زندگی رو براتون مینویسم .من سعی میکنم حداقلها رو بگم و تا اونجا که بتونم به همه موارد اشاره کنم. هزینه کرایه خونه برا یک خوانه دوخوابه میانگین بین 250 تا 400$ بسته به اینکه تو کدوم شهر و کدوم سابرب زندگی می کنید باید هزینه کنید یک شهری مثل سیدنی یا ملبورن اگه بخواید تو یک سابرب معمولی نسبتا خوب و با حدود 40 دقیقه (با ترن) تا سیتی خونه بگیرید بین 400 تا 500$ و بیشتر باید هزینه بدید ولی سابربهای دورتر با امکانات کمتر یا سابربهایی که مشکلات خاصی دارن یا خانه های درب و داغون خونه مناسبترمی تونید پیدا کنید. تو کانبرا برا یک سابرب خوب نه عالی باید حدود 350 تا 400$ برا یک خانه دوخوابه بدید برا پرث مثل کانبرا برا شهرهای کوچکتر مثل نیوکسل ،جیلانگ ،واگاواگا بین 300 تا 350$ برا یک خانه دوخوابه و سه خوابه خوب. برای شهر ما یک یونیت دوخوابه رو میتونی با 200 تا 300$ در هفته کرایه کنی. پ.ن: کرایه خانه ها که در بالا اشاره کردم هفتگی هستن دقت کنید لطفا به این موضوع و برای یکماه شما باید 4 هفته و 2 رو ز رو حساب کنید.کلا سیستم کرایه خانه در استرالیا هفتگی است ولی باتوافق میتونید ماهانه یا 14 روز یکبار یا همون هفتگی پرداخت کنید. از سایت زیر میتونید قیمت دقیق خونه رو در شهر و سابرب مدنظرتون پیدا کنید.

https://www.realestate.com.au/rent/

ماشین رو میتونید از 1000$ به بالا بخرید که میتونید پستهای خرید ماشین رو که گذاشته بودم بخونید هزینه هایی که با داشتن ماشین بتون اضافه میشه هزینه تعمیراته که اینجا خیلی بالاست واسه همین اوایل یک ماشینی بخرید که دنبال تعمیرش نیفتین خیلی راحتترین. هزینه بنزین که میانگین بین 1.4$ تا 1.8$ بر هر لیتر باید هزینه کنید . گازوییل هم حدود 1.8$ سنته(قیمت سوخت متغییره) هزینه بیمه ماشین که هرماه بسته به کاوری که انتخاب میکنید باید پرداخت کنید از 25$ به بالا برا هزینه بیمه باید حساب کنید .هزینه رجو (پولی که دولت بابت رجیستریشن میگیره) ما برا ماشینمون حدود 800$ در سال پول رجو میدیم که میتونید 3 ماهه 6 ماهه یا 12 ماهه پرداختش کنید. ازسایت زیر که میتونید قیمت ماشین بررسی کنید.

https://www.carsales.com.au/

هزینه عمده دیگه میتونه هزینه خورد و خوراکتون باشه که از سایت زیر میتونید قیمت مواد غذایی رو در فروشگاه کولز ببینید این قیمتها برا کل استرالیاست. البته فروشگاههای ارازنتر مثل الدی و گرانتر هم وجود داره که کیفیتهای متفاوتی دارن مواد غذاییشون. کولز و ولورث مواد غذایی خوبی دارن

https://shop.coles.com.au/a/a-national/everything/browse

کم کم زندگی در اینجا بتون یاد میده که برنامه ریزی کنید و وسایل موردنیازتون رو تو زمان های تخفیف بخرین تا بتونید هزینه ها رو کاهش بدید اینجا همه چیز حتی مواد غذایی و میوه هم تخفیف میخوره. هزینه دیگه میتونه خرید وسایل خانه باشه که اگه بخواهید نو بخرید باید هزینه حدود 10000 برا خرید مبل، میزصندلی، تلویزیون و میز، تخت و تشک، فرش، یخچال،لباسشویی،ظرفشویی،جاروبرقی و ظروف بپردازید.باور کنید این 10000$ تو بهترین حالت و ارازنترین وسایل است. برا یک ست مبل راحتی حداقل باید 800$ پول بدید که البته این حداقلشه. هزینه های روتین دیگه میتونه هزینه شارژ موبایل که با ماهی 10$ میتونید کارتون رو راه بندازید . هزینه آب و برق و گاز که باتوجه به مصرفتون مشخص میشه مثلا ما تو یکی از شهرهای سردسیر استرالیا زندگی میکنیم و هزنیه برق برا زمستان تقریبا ماهی 400$ میپردازیم البته فرگازم از گاز شهر استفاده میکنه و اون خودش ماهی حدود 150 تا 200$ هزینه گاز داره حزینه آب هم اگه کرایه نشین باشید بسته که نوع خونتون ممکنه از ماهی 18$ به بالا باشه حانه های آپارتمانی معمولا هزینه آب ندارن. ولی مالک خونه باشید بین 100 تا 200$ تو بهترین شرایط پول آب دارید چون باید پول فاضلاب هم بپردازید. هزینه یک ساعت پارکینگ در مرکز شهر از 7$ شروع میشه .هزینه پابلیک ترنسپورتیشن برا یک زون حدود 3$ است(حمل و نقل عمومی تو استرالیا هزینه بالایی داره). اگه بخوام حداقل هزینه رو بگم باز هم متفاوته چون طرف میتونه بره تو یک اتاق شیر(اگه سینگل باشید یا زوج. با بچه تو شیر روم نمیتونید زندگی کنید) بین 200 تا 300$ در هفته پول میده ولی دیگه هزینه های مثل خرید وسایل، هزینه یوتیلیتی(آب و برق و گاز) اینترنت و... رو نداره درضمن وقتی شما یک خانه کامل کرایه میکنید باید پول 2 هفته رو جلو پرداخت کنید و یک پولی بنام باند ازتون میگیرن که معادل 4 هفته کرایه خونه است که اینا همه جز هزینه های ستلمنتتون میشه. اگه واقعا میخواید اقتصادی زندگی کنید من پیشنهاد میدم یک اتاق شیر پیدا کنید که از سایت زیر میتونید اتاق کرایه کنید اگه خیلی میخواید مستقل باشید اونوقت دنبال استدیو یا خونه یک خوابه باشید که ی وقتایی هزینه کرایه کردن یک استدیو یا خونه یک خوابه معادل هزینه کرایه خونه دوخوابه است چون ممکنه اون استدیو تو اپارتمان نوساز و شیک باشه به دلیل اینکه خونه های قدیمی استرالیا همه بزرگ هستند.

https://www.airbnb.com.au/

هزینه خورد و خوراکتون هم میتونید برا یکنفر اگه بخواید حسابی صرفه جویی کنید بین هفته ای 70 تا 90$ ببندید. خانواده 100$ به بالا هزینه خورد و خوارک هفتگی میشه. سرجمع اگه واقعا صرفه جو باشید با یک شیر هوس و هزینه خوراک کم و یک ماشین ارزان میتونید هزینه هاتون رو تا زیر 1000$ درماه کاهش بدید (برا یک نفر یا حداکثر یک زوج) با بچه باشید چون حتما باید خانه کرایه کنید هزینه هاتون زیر 2500$ درماه نخواهد شد به هیچ عنوان تو بودجه بندی خیلی سختگیرانه باید حدود 2700$ برا یک خانواده 3 نفره حساب کنید.

http://mymigration.blogfa.com/

festival city

جشن های آدلاید

 

در مدت حدود یک سالی که من آدلاید بودم جشن های خیلی زیادی برگذار شد و من واقعا فهمیدم که چرا آدلاید به عنوان festival city در استرالیا شناخته میشه. جشن هایی که هستش خیلیاش مجانی هست و برای عموم آزاد هستش. 

مثلا از جشن هایی که بزرگ بود و من یادم هست جشن Adelaide Christmas Pageant بود که به مناسبت شروع فصل کریسمس برگذار میشه و در اون شخصیت های کارتونی و فیلمی معروف در استرالیا در شهر رژه میرن و همزمان موسیقی و رقص گروه های مختلف انجام میشه و در آخر بابانوئل سوار بر سورتمه میاد و به همه مردم سلام میده و آغاز کریسمس رو تبریک میگه. من یادمه وقتی آخر برنامه بابانوئل اومد یه شور هیجان عجیبی مردم رو گرفت و بچه ها از خوشحالی داشتن بال در میوردن. اکثر پدر و مادر ها بچه های خودشونو بلند میکردن تا بابانوئل رو ببین و بهش سلام کنن. 

 

جشن بعدی که من یادم هست جشن New Year's Eve هست که در شب سال نو برگذار میشه و سال جدید همراه با آتیش بازی آغاز میشه. من یادمه قبل از اینکه بخوام بیام استرالیا تو اخبار و فیلمهای مختلف دیده بودم که آتیش بازی شب سال نو در سیدنی خیلی دیدنی هست و حدود یک میلیون نفر جمع میشن تا این آتیش بازی رو ببینن . و وقتی اومدم اینجا خیلی از برنامه ای که دولت برای شب سال نو در آدلاید ترتیب داده بود لذت بردم . این جشن در پارک Elder بود در مرکز شهر هست و جشن های اصلی اونجا انجام میشه و یکی از زیبایی هی این پارک اینه که کنار رودخانه ای هست که از وسط شهر رد میشه. در این پارک قسمتی درست شده بود که خواننده های معروف استرالیایی میومدن و زنده کنسرت برگذار میکردن و مردم هم میخوندن و میرقصیدن. آتیش بازی یک بار ساعت ۹ شب انجام شد و دفعه دوم ساعت ۱۲ شب. که دومی خیلی طولانی تر و قشنگ تر بودش و واقعا برای من که اولین بار بود از نزدیک آتیش بازی میدیدم فوق العاده بود. خیلی دوست دارم که در آینده به سیدنی برم و آتیش بازی اونجا رو هم از نزدیک ببینم. 

 

چشن بزرگ بعدی Australia Day بود که به مناسبت ورود اولین کسانی بود که از انگلستان برای اولین بار در سال 1788 وارد استرالیا شدن و در سیدنی مستقر شدن. و دلیل دیگر برگذاری این جشن نشان دادن فرهنگ چند ملیتی استرالیاست که همه با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنن.   در این جشن گروه هایی از تمامی ملیتهایی که در استرالیا هستن با پوشیدن لباس محلی کشور خود در رژه ای که در شهر انجام میشه شرکت میکنن و با آهنگ مخصوص با فرهنگ و کشور خودشون به صورت هماهنگ و گروهی میرقصن. گروه ایرانی ها هم تو این جشن بودن و اجرای خیلی قشنگی داشتن. در آخر این رژه شما میتونید با تمامی این گروه ها که لباس محلی دارن عکس یادگاری بگیرید. بعد از پایان رژه که نزدیک به elder park انجام میشه دوباره شما میتونید از کنسرت رایگان که در اون ملیت های مختلف میان و میخونن و میرقصن لذت ببرید و در آخر شب هم دوباره آتیش بازی خیلی مفصلی اجرا میشه. 

آخرین جشنی که تا همین اواخر برگزار شد . جشنواره fringe بودش که دومین جشنواره بزرگ هنری در جهان هستش  که مدت یک ماه در تمامی پارک های آدلاید برگذار میشه و ۵۰۰۰ هنرمند از استرالیا و کل دنیا در  ۱۱۰۰ رویداد هنری برنامه های مختلف اجرا میکنن .دراین  جشنواره که خیلی از برنامه هاش پولی بود شما میتونستید از کنسرتهای مختلف و برنامه های کمدی و تئاتری لذت ببرید و همیشه و هر روز برنامه های رایگان هم بود و همیشه یک دیجی در وسط این جشن آهنگ های شاد پخش میکرد که ملت بیان وسط و برقصن.  واقعا فضای این جشنواره زیبا و رویایی بود و من چند روز فرصت کردم که به این جشنواره برم و از امکاناتش استفاده کنم.

 

http://australiamohajerat.blogfa.com/

culture shock

شوک فرهنگی

 

کسانیکه مهاجرت می کنن به کشورهای مختلف معمولا دچار حالات و ناراحتیهای مشترک میشن که مهمترین اونها شوک فرهنگیه (culture shock). بر اساس مطالعاتی که انجام شده هر مهاجری که وارد یک کشور جدید میشه برای زندگی از چند مرحله  عبور میکنه تا بتونه تو اون کشور زندگی کنه . شوک فرهنگی برای همه مهاجرها اتفاق میوفته و ممکنه ماه ها طول بکشه تا طرف اونو احساس کنه.  معمولا مهاجرها در اوایل مهاجرت وارد چند مرحله شوک فرهنگی میشن.

اولین مرحله به نام ماه عسل (honeymoon) هستش که مهاجر تجربه خیلی مثبت و خوبی از مهاجرت داره و در اوایل از دیدن فرهنگ و غذاهای جور با جور و زبان جدید به هیجان میرسه و در این مرحله دیدن زرق و برق های شهر جدید خیلی لذت بخش هستش و طرف فکر میکنه که تصمیمی که گرفته برای مهاجرت بهترین تصمیمی بوده که میتونسه بگیره و از اینکه وارد یک فاز جدیدی از زندگی نو شده احساس رضایت میکنه. این دوره که در اوایل مهاجرت اتفاق میوفته بعد از مدتی کم کم از بین میره 

دومین مرحله به نام سردرگمی (frustration) هست که سخترین مرحله شوک فرهنگی حساب میشه که اکثر مهاجرها به شکل غیر منتظره ای اونو تجربه میکنن. در این مرحله شما از نفهمیدن زبان خارجی دچار ناراحتی میشین و احساس میکنین نمیتونین با مردم اون کشور به راحتی ارتباط برقرار کنین. کار پیدا کردن برای شما میشه یک داستان و فکر میکنید باید از صفر شروع کنید به کار و شاید هر کار سختی رو مجبور بشید تحمل کنید انجام بدید تا سروایو کنید و معمولا بعدش احساس افسردگی و  دلتنگی برای افراد و چیزهایی که در کشور خودتون داشتید پیدا میکنید و دوست دارید به کشور خودتون برگردید و دوباره چیزهایی که براتون آشنا و راحت بود رو تجربه کنید. 

سومین مرحله تطبیق (adjustment) هستش که در این مرحله به خاطر آشنایی زیاد و احساس راحتی با فرهنگ غذا و زبان کشور جدید سردرگمی ها قبلی کمرنگ تر میشن. شما با محله خودتون کاملا آشنا میشین و دوستان جدیدی پیدا میکنید که آخر هفته ها با اونها بگذرونید و زبانتون خیلی بهتر میشه. از لحاظ کاری هم به یک جایی رسیدید و دیگه میتونید خرج خودتون رو در بیارید و استرس تموم شدن پول و اینا خیلی کمتر میشه.

چهارمین مرحله که آخرین مرحله هم هست به نام پذیرش (acceptance) میباشد که شما بعد از گذراندن هفته ها و شاید ماهها و سالها درگیری با مرحله های سخت احساسی که در قبل گفته شد وارد فاز پذیرش میشید. در این مرحله شما به این نتیجه میرسید که نیازی نیست فرهنگ و زبان جدید کامل یاد گرفته بشه برای که بتونید موفقیت بدست بیارید. در این مرحله احساسات افسردگی و دلتنگی خیلی کم شده و دیگر خللی تو زندگی روزانه وارد نمیکنه. 

چیزی که من خودم تو مراحل مهاجرت یاد گرفتم این بود که داشتن شناخت از مراحل شوک فرهنگی میتونه باعث بشه که تجربه مهاجرت تجربه خیلی بهتر و آسون تری بشه و طرف به خاطر مسایل احساسی و دلتنگی فرصت داشتن زندگی بهتر رو از دست نده و به کشور قبلی برگرده.   

 

http://australiamohajerat.blogfa.com/

Home

کجای استرالیا خونه بخریم؟

بحث خونه خریدن تو استرالیا یکمی متفاوت با ایرانه البته خیلی از ایرانیها با همون ذهنیتی که از ایران دارن نسبت به شهرهای بزرگ فقط میخوان ملبورن ،سیدنی ،پرث یا بریزبین خونه داشته باشن ولی با تحقیقی که ما داشتیم به این نتیجه رسیدیم که اگه خانه تو یک منطقه ریجونال ولی با اقتصاد بهتر داشته باشیم در دراز مدت بازگشت سرمایه بهتری داره مثلا پرث به دلیل اینکه اقتصادش برپایه معادن و نفت و گاز است اگه این دو در دنیا رکود داشته باشن قیمت خانه هاش رکود شدید و اگه رشد داشته باشن قیمت بالا میره یطورایی نمیتونی بازگشت سرمایه ات رو برای 20 سال اینده مشخص کنی. سیدنی و ملبورن هم به دلیل بزرگی بیش از حد یا باید خانه در مناطق خوب بخری ک اونوقت خیلی گران میشه و ب بودجه ما نمیرسه (البته ملبورن شهر گرانی نیست ب بودجه ما می رسید ولی شخصا ملبورن رو برای زندگی دوست ندارم) بریزبین هم که اصلا تو فاز الان ما نیست واسه همین تحقیقاتمون رو انجام دادیم روی مناطقی که رشد ثابت و خوبی داشته باشند و چون نیوسوت ولث اقتصادش برپایه چندین مورد است مثل معادن، کارخانه جات، کشاورزی و دامپروری ما هم تصمیم گرفتیم تو یک شهر کوچک یک خانه (زمین داشته باشیم نه آپارتمان که هوا خریده باشیم ) بخریم که اقتصاد شهری که الان توش خانه مون رو خریدیم برپایه کشاورزی دامپروری و معدن است و دو مورد اول همیشه در صدر اقتصاد استرالیاست و چون شهر یانگ Young دوتا معدن طلای دست نخورده داره هیچوقت رو ب رکود اقتصادی نخواهد رفت.

 

این موارد رو توضیح دادم که تو ذهنتون بزارید وقتی اومدید استرالیا میتونید با تحقیق مناسب به بازگشت سرمایه فکر کنید و شهرهاتون رو با دید متفاوتی انتخاب کنید.

http://mymigration.blogfa.com/

 

Young

شهر یانگ در ایالت نیوسوت ولث

يك شهر در وسط ايالت نيوسوت ولث است كه پايتخت گيلاس استرالياست و هرساله تو دسامبر فستيوال گيلاس رو برگزار ميكنن و ٣ روز به جشن مي گذرونن، اين شهر از لحاظ جغرافيايي حدود ١:٥٠ دقيقه با كانبرا و ٤ ساعت با سيدني فاصله داره ، ٨ امين شهر معروف استراليا براي داشتن معدن طلاست كه درحال حاضر دوتا معدن دست نخورده طلا زير اين شهر است ، اطراف شهر يانگ معدنهاي لايم استون است كه ماهم بخاطر كار همسرم در معدن لايم در منطقه Galong در شهر يانگ ساكن شديم، شغل اصلي مردم منطقه دامداري و كشاورزي است و البته كسايي كه تخصص معدن هم دارن اينجا ساكن هستند، در ماههاي نوامبر تا اواخر ژانويه آدمهاي جوياي كار براي كمك به چيدن ميوه و بسته بندي به اين شهر سرازير ميشن( حتي با ويزاي ورك اند هاليدي ميان ) روزي حدود ٢٠٠$ با غذا و مكان دستمزد ميگيرن.
ما اولين خانواده ايراني ساكن در شهر يانگ هستيم با اين حال اصلا حس ناراحتي يا غربت نداريم.

 

http://mymigration.blogfa.com/

Coober Pedy

دیدنیهای استرالیا- شهر Coober Pedy

Coober Pedy
Underground city
Opals 
اين مكان به عنوان يك اثار ملي ثبت شده و نظير اين شهر را نه تنها در استراليا بلكه در هيچ كجاي دنيا پيدا نخواهيد كرد.اين شهر در نيمه راه ادلايد به اليس اسپرينگ مي باشد. 
سنگ اوپال براي اولين بار در اين منطقه در يكم فوريه سال هزار و نهصد و پانزده كشف شده و بعدها به كل دنيا صادر شد.
شهر كوبرپدي از سه نظر بسيار مهم مي باشد.
١) سنگ اوپال كه از لحاظ كيفيت جزو بهترين اوپالهاي دنيا شناخته شده.
٢)اين شهر به خاطر كويري بودن دماي بالايي داره، به همين خاطر سالهاي پيش ( تقريبا بعد از جنگ جهاني اول)بعد از كشف اوپال كارگران معدن كه بيشتر سربازان بازگشته از جنگ جهاني بودند شروع به ساختن شهر زيرزميني كردند كه علت اصلي ارزان بودن و فرار از گرماي هوا بود و همچنين احساس امنيت در زير زمين . هر كارگر معدن شروع به ساخت خانه در دل سنگ در اعماق زمين و در معادن متروكه كردند و بعد ها اين خانه ها با كوچه هاي ساخته شده به هم متصل شد و مغازه و كليسا و غيره به اين مجموعه اضافه شد تا جايي كه الان سه هزار و پانصد نفر از چهل و پنج كشور مختلف دنيا در اين شهر زندگي مي كنند. به اين خانه ها كه در اعماق زمين ساخته شده dugouts كه يك كلمه فرانسوي مي باشد گفته مي شود.
دماي هوا در اين شهر زيرزميني از هفده درجه بالاتر نخواهد رفت در حالي كه خارج از اين شهر يعني روي زمين دماي هوا كمتر از سي درجه نخواهد بود.
٣) اين شهر يكي از مهمترين قطب هاي توريستي استراليا مي باشد به همين خاطر يك فرودگاه مخصوص به خودش داره. اگر با ماشين بازديد از اين شهر سخت هست مي توانيد با هواپيما به اين شهر تشريف ببريد.
يكي از تورهاي اراىه شده در اين شهر بازديد از معدن اوپال و اجازه به شما براي استخراج اوپال مي باشد بادستهاي خودتون كه در صورت پيدا كردن اوپال اون سنگ متعلق به خودتون مي شه. اسم اين تور رايگان
Noodling and Mining مي باشد.
همچنين موزه فسيل بسيار معروفي هم داره كه فسيل هاي باقيمانده از دايناسورها با قدمت صد و بيست ميليون سال پيش را مي تونيد اينجا پيدا كنيد. اسم اين موزه Origin Energy Fossil Gallery stage one: Opal Fossils of South Australia مي باشد.
همچنين بازديد از تپه هاي هزار رنگ بنام The Breakaways كه قدمتي بالغ بر ميليونها سال دارند.

 

https://www.cooberpedy.sa.gov.au/page.aspx

https://www.skyscanner.com.au/…/cpd/coober-pedy-airport.html

 

http://mymigration.blogfa.com/

Timbertown

دیدنیهای استرالیا- شهر چوبی (Timbertown)

 

شهر چوبی(Timbertown)
یک شهر قدیمی و تاریخی که بازدید از آن بسیار لذت بخش خواهد بود.

کالسکه سواری و سفر دور شهر با قطار بخار

این شهر قدیمی در نزدیکی مک کوری در ایالت نیو سات ولز (فاصله تا سیدنی 4ساعت)قرار دارد.

 

http://mymigration.blogfa.com/

Medicine

در مورد دارو اگه داروی خاصی مصرف میکنید حتما باید نسخه پزشک همراهتون باشه معمولا چک نمیکنن ولی رندوم نسخه رو چک میکنن. در مورد استامینوفن و قرص سرما خوردگی و چرک خشک کن ب نظر من برا یکسال بیارید و البته نسخه هم باتون باشه چون حجم بالا میره گیر ندن چون این داروها اینجا گرونن و چرک خشک کن رو تا طرف نمیره نسخه نمیدن و نمیتونید تو داروخانه ها بدون نسخه بخرید پس تا بدنتون ب اب و هوا استرالیا عادت کنه باخودتون بیارید کم کم مثل ماها دیگه عادت میکنید ب داروهای گرون اینجا. مثلا ی بروفن زیر 5$ گیرت نمیاد برا بسته 24 تایی

 

http://mymigration.blogfa.com/comments/?blogid=mymigration&postid=460

English

پیشرفت زبان انگلیسی پس از مهاجرت

قبل از اینکه بیاییم استرالیا همه می گفتند و ما هم باور داشتیم که مشکل زبان انگلیسی بعد شش ماه تو محیط بودن برطرف می شه و دیگه بعد از اون همه چی ردیف خواهد بود. یک سال و نیم می شه که اینجا هستیم فقط می تونم بگم تغییر محسوس در مهارت شنیداری (Listening) حاصل شده و در صحبت کردن علیرغم اینکه به هر حال گلیم خودمون رو از آب بیرون می کشیم خیلی احساس رضایت نمی کنیم و هنوز صحبت کردن به زبان انگلیسی انرژی زیادی می برد. شاید یک دلیلش اینه که گفته اند اگر تو محیطش باشی و ما واقعا تو محیط نیستیم! عملا انگار داریم تو ایران زندگی می کنیم، چون اکثر کسانی که باهاشون ارتباط داریم دوستان ایرانی هستند.

یکی از دلایلی که بعضی هموطنان در بدو ورود سعی می کنند از ایرانیها دور باشند همین قضیه زبان انگلیسی است. (اگرچه دلیل دیگرش دوری از خصوصیاتی مانند غیبت و دخالت در امور دیگران که فکر می کنند خاص ایرانیها است و در خارجی ها کمتر یافت می شود نیز مزید بر علت است.) لیکن بر اساس مشاهدات من این افراد در برقراری ارتباط با افراد سایر ملیت ها خصوصا افراد انگلیسی زبان نیز خیلی موفق نیستند، مسائل زیادی در این امر دخیل است و شاید مهمترین عامل بحث تفاوت فرهنگی باشد. عامل دیگر عدم اعتماد به نفس بدلیل احساس کمبود در مکالمه به زبان انگلیسی است. خلاصه اینکه در محیط قرار گرفتن هم برای خودش داستانی دارد.

در مقابل پیشرفت بچه ها در این محیط بسیار عالی است. کسانی که به همراه فرزندان خود مهاجرت می کنند پس از یکی دو سال عملا احساس می کنند که از آنها دارند عقب می افتند. در محیط قرار گرفتن عملا برای بچه ها معنی می دهد. در ابتدای کار در مدرسه یا مهد کودک در فضایی قرار می گیرند که کاملا برایشان غریب است و چیزی از صحبت کردن بقیه سر در نمی آورند، ولی به تدریج به روش کودکانه خود راه را برای برقراری ارتباط باز می کنند و با صرف ساعات زیادی در مقابل تلویزیون و زمان مدرسه یا مهد کودک به طرز بسیار سریعی در آموزش زبان بعلاوه فرهنگ پیشرفت می کنند. نکته ای که من در بچه های دوستانم مشاهده می کنم اینست که بعد دو سال بچه احساسات خود را به زبان انگلیسی راحت تر بیان می کند اگرچه پدر و مادر بنا به توصیه معلمان با آنها  انگلیسی صحبت نمی کنند و زبان رسمی منزل فارسی است. خیلی وقت ها هم می بینند که بچه شان کلماتی بلد است که آنها بلد نیستند.

برای من هنوز این سئوال مطرح است که آیا فاصله بسیار زیاد بین کودک و والدین چه از نظر فرهنگی و چه از نظر زبان موجب یک نقصان در زندگی کودک نمی شود؟ برای مثال یک زمانی کودک احساساتی باشد و نیاز به حمایت والدین داشته باشد و این احساسات را فقط بتواند به زبان انگلیسی بروز دهد و درک آن برای والدین به لحاظ تفاوت فرهنگی سخت باشد و یا نتوانند آن حمایت لازم را فراهم نمایند.

نکته آخر اینکه برای پدر و مادرهایی که قصد مهاجرت دارند و نگران این هستند که بچه هایشان چگونه از پس زبان انگلیسی برخواهند آمد باید گفت که شما نگران خودتان باشید، روزی خواهد آمد که به بچه هایتان غبطه خواهید خورد. تنها تجربه ناخوشایندی که من از دوستان شنیده ام به تعویق افتادن زبان باز کردن بچه به دلیل مهاجرت است که خانواده اش را نگران کرده بود که البته بعدا مرتفع گردید.

 

http://mohandesernest.blogfa.com/category/16