Notice
سفر به ایران
من با ارلاین الاتحاد پرواز گرفتم سیدنی ب ابوظبی و ابوظبی به تهران با کانکشن یکساعت و نیم در فرودگاه ابوظبی. قبل از اینکه ادامه بدم ی مورد بگم ک درادامه میشه موضوع مهم و اینکه ما پاسپورت الینا رو تو استرالیا عوض کرده بودیم و در فرم پدرش رضایت سفر نامحدود رو براش امضا کرده بود و ما خوش و خرم رفتیم فرودگاه ک تو فرودگاه سیدنی بمن گفتن ویزا تو پاسش هست ولی شماره پاس قدیمی رو لازم داریم ک من پاسپورت قدیم الینا همراهم نبود ولی تو فرودگاه سیدنی با یک تلفن ک خودشون انجام دادن کار راه افتاد و کارت پرواز صادر شد.
نکته 1- اگه پاسپورتتون رو عوض کردین تو اولین سفر پاسپورت قدیمی ترجیحا باتون باشه
هواپیما تو سیدنی با تاخیر 45 دقیقه ای پرواز کرد ک این باعث شد 45 دقیقه از یکساعت و نیم کانکشن ما تو ابوشبی کسر بشه و اگه بخوام از کیفیت الاتحاد در مقایسه با امارات یا قطر ارلاین بگم میتونم بگم من واقعا با پرواز الاتحاد راحت بودم و کیفیت غذاش هم خوب بود. از سیدنی خیلی طول پرواز برا من زیاد بود چون از دوحه تا پرث 10 ساعت میشد طول پرواز ولی از سیدنی 15 ساعت تا ابوظبی

که بعد از 5 ساعت ک از سیدنی پریده بودیم تازه داشتیم از استرالیا میزدیم بیرون
خلاصه باز بگم پرث بهتره چون طول پرواز کوتاهتره
بعد ک رسیدیم ابوظبی تا پیاده شدیم از هواپیما یکی از مامورا فرودگاه ازم پرسید کدوم گیت میرید تا من گفتم گیت 28 گفت تهران ...بدو بدو دو نفر با بیسیم اطلاع دادن ما رسیدیم و تمام مسیر رو من والینا دویدیم تا به پرواز بعدی ک برای ما نگه داشته شده بود برسیم و فقط یکجا پاسمون رو چک کردن بر اسمها نه کارت پرواز نه همون پاس دقیق چک شد فقط خواستن بدونن دوتا مسافر ماییم برا پرواز و رفتیم تو هواپیما ابوظبی به تهران و من اصلا نمیدونستم حسم چیه!!
نکته 2- سعی کنید تو پروازهای کانکشن دار با یک ارلاین برید ک اگه پرواز اولتون به هردلیل مشکل داشت پرواز دومتون رو نرسیدین ،ارلاین تعهد داشته باشه باشه براتون
وقتی وارد خاک تهران شدم حس عجیبی داشتم نمیدونستم وطنم کجاست استرالیا یا ایران ولی شوق دیدن خانواده خیلی زیبا بود و در زمانیکه پاسمون رو میخواستن مهر کنن اولین ضدحال رو خوردم از رفتار یک هموطن، تا پاس الینا رو زد تو سیستم گفت الینا ممنوع الخروجه و تا زمانیکه باباش رضایت نده نمیتونه از ایران خارج شه و من هرچی میکفتم چرا جوابهاش سربالاتر میشد تا اینکه همکارش رو صندلی اونوری توضیح داد ک باباش باید بره سفارت و یکبار دیگه اجازه حروج رو بده و بعدش من ببرم اداره گذرنامه و مشکل پاس الینا رو حل کنم.
بعدش هم کلا چی بگم از هموطنام و رفتارشون ک شوک بعد از شوک
شنبه اول وقت رفتم اداره گذرنامه کرج و با اینکه لباسم واقعا مناسب بود گفت چادر بزن گفتم چشم، رزت رو پاک کن، چشم، چادر کوتاهه چادر ملی بپوش،چشم ، اه ساعتت آی واچه؟ آره ، اونم دربیاره بزارش اینجا و بعد اجازه ورود به اداره گذرنامه ازطرف نگهبان خانم صادر شد. باز من یادم اومد تو ایران همه ریسن و ارباب رجوع بدبخت ترین آدم روی کره زمین. بعد رفتم اداره گدرنامه و گفتن باباش باید رضایتت نامه بفرسته و با شناسنامه و فرم و گذرنامه بیاریشون اینجا تا تاییده خروج رو صادر کنیم.
از ترافیک و آلودگی که دیگه حالم بد داره میشه تو روز 5 ام تهران فاجعه است کرج هم هواش بد شده
برخورد مردم تو خیابون!!! بوی سیگار!!! روش رانندگی!!! هرچی رو نگاه میکنم مطمین تر میشم ک دیگه نمیتونم
تو ایران زندگی کنم و این دفعه ک برگردم قویتر از پیش بسوی پیروزی و موفقیت در استرالیا پیش میرم.
اگه بحث خانواده رو کنار بزارم نمیدونم وطنم کجاست صادقانه بگم حسی به ایران امروز نداره و نمیشناسمش میتونم بگم واقعا بدتر شده نسبت به قبل از مهاجرتم و الان دیگه مطمینم 100% تصمیمم درست بود
http://mymigration.blogfa.com/1396/09